تبليغاتX
گروه اينترنتی كولی‌ها


گروه اينترنتی كولی‌ها

كارگاه شعر و ادبیات داستانی زير نظر منيرو روانی‌پور (kooliha@gmail.com)
بامیان، دو قدم مانده به آخر دنیا

زنی از مغاره نشینان بامیان (مغاره‌ نشینان کسانی هستند که چون جا و خانه‌ای ندارند در غارهای اطراف مجسمه‌های بودا زندگی می کنند و در وضعیت چندان خوبی به سر نمی برند.) این اولین گزارشی است که در وب کولی‌ها منتشر می‌شود. گزارشی که بتول محمدی از بامیان افغانستان برایمان ارسال کرده است. سایر دوستان می‌توانند هر کدام یک‌روز از زندگی خود را در هر شهری که هستند بنویسند و به همراه عکس برای ما بفرستند.

بتول محمدی:
صدای خش‌خشی از دور می‌آید. کسی برگ‌های خشک درختان را جارو می‌کند. نزدیک‌تر زنی را می‌بینم که با چوب‌های نازک درختان برگ‌های خشک را تند تند جارو می‌کند و در کیسه‌ای می‌اندازد که کنارش است.  این برگ‌ها قرار است سوخت زمستان این زن و خانواده‌اش را تامین کنند. 
برگ‌های خشک پاییزی! باز هم از درختان ببارید. باز هم ببارید و همه جا را زرد کنید تا کودکانم یخ نکنند. باز هم ببارید و همه‌جا را بپوشانید تا دستانم بعد از کالاشویی در جوی سرد بی‌حس نشوند. بامیان، سرزمین کوهستانی‌ای که رازهای بسیاری در سینه دارد و هر روز کسان زیادی از گوشه و کنار دنیا به اینجا سفر می‌کنند و سعی در باز شناخت این رازها دارند. هر روز آدم‌های زیادی از کشورهای دیگر به بامیان می‌آیند، از دیدن جای دو بت بزرگ بامیان (صلصال و شاهمامه) شگفت‌زده می‌شوند، طبیعت بند امیر آنها را به وجد می‌آورد و زندگی مغاره‌نشینان اشک در چشم‌شان جمع می‌کند. 

[...ادامه]
+ دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت22:2 حمیدرضا سلیمانی |