شاید خیلی از شما ماهنامه «تکاپو» را به یاد نداشته باشید... اما روزگاری نه چندان دور تکاپویی بود و «منصور کوشان»ی که سردبیر این مجله بود و تلاش میکرد هر ماه آن را به دست خوانندهاش برساند. حالا منصور کوشان سالیان سال است که جلای وطن کرده و در نروژ به سر میبرد. یک ماه پیش با من و بابک تماس گرفت و از ما مطلب خواست. به هرحال آنچه در زیر میخوانید متنی است که منصور کوشان برایم فرستاده و من اینجا چاپ میکنم تا وضعیت چاپ در خارج از کشور برای دوستانی روشن شود که از من میپرسند چرا کارهایت را در خارج چاپ نمیکنی؟
دوستان و همکاران عزیز!
زمانی احمد شاملو نوشت: «روزگار غریبیست، نازنین!»
اما تصور نمیکنم نه او و نه هر کدام از ما، این تصویر را از «روزگار غریبی» داشتیم که حتا برای رساندن اثر خود به دست خوانندگان دچار چونان مشکلی بشویم که به جز رنج نوشتن، چاپ و انتشار هر اثری، نیروی بسیاری را، ناگزیر در راه پخش و رساندن آن به خواننده متحمل شویم.
از اینرو، از آنجا که هیچ شبکهی پخشی وجود ندارد و جهان خوانندگان فارسی بسیار گسترده و ناشناخته است، از شما خواهش میکنم تا – در صورت امکان – امکانهای فروش«جنگ زمان» را، (مانند کتابفروشیها، کسان و...) در محلهای زندگیِ خود یا جاهای دیگری معرفی کنید تا با اعلام نام و نشانی آنها در «جُنگ زمان» و ارسال آن، خوانندگان امکان دریافت آن را داشته باشند.
(به مثل، تماس با آنها و ارسال نام، تلفن و نشانی میل آنها)
هدف از انتشار «جُنگ زمان»، رساندن معرفت نویسندگان آن به خوانندگان است و نه افتخار چاپ و انتشار مجموعهای برای بایگانی نویسندگان اثر و انبارهای ناشران.
همه میدانید که یکی از عاملهای مهم تداوم «جنگ زمان»، فروش و ارتباط آن با خوانندگان است.
نخستین شماره، ویژهی بهار 1388 فوریه منتشر میشود، اما شمارههای بعدی یک ماه پیش آغاز هر فصل.
در انتظار پاسخ شما و آثارتان برای شماره 2، تابستان 2009
jong-zaman@hotmail.com
mansourkoushan@yahoo.no
منصور کوشان و جنگ زمان
+ پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت3:26 منيرو روانیپور |

