شما برای ترجمهی:«Flash Fiction»، چه پیشنهادی دارید؟
«Flash Fiction» نامهای دیگری هم دارد. با هم به این نامها نگاه میکنیم:
1. Sudden Fiction
2.-Micro Fiction
3. Postcard Fiction
4.Short Short Story
5. Micro Story
کوتاهی داستان اولین مشخصهی «فلش فیکشن» است. هرچند توافق دقیقی درباره تعداد کلماتی که در «فلش فیکشن» استفاده میشود وجود ندارد. برخی داستانهایی را که کمتر از دو هزار کلمه باشند «فلش فیکشن» مینامند و برخی معتقدند که تعداد کلمات «فلش فیکشن» باید کمتر از هزار کلمه باشد و یا بین پانصد تا هزارکلمه...
به تاریخ ادبیات اگر نگاه کنیم جد بزرگوار «فلش فیکشن» را میتوانیم در قصههای «ازوپ» ببینیم، برده و قصهگویی که در قرن ششم پیش از میلاد مسیح در یونان باستان زندگی میکرد، کمی که بیاییم جلوتر به «چخوف» میرسیم و بعد او «هنری»، «کافکا»، «کورت و نه گات»، «جان اپدایک»، «کارور» و «مارگارت اتوود».
اما «ارنست همینگوی» هم هست که مثل شاخ شمشاد ایستاده و با شما شرط میبندد که با شش کلمه داستانی بنویسد. «همینگوی» پول زیادی نمیخواهد. فقط ده دلار. همه نگاه میکنیم به او که در کافهای در پاریس ایستاده است نه تصویر زیاد مشخص نیست نمیدانیم کجاست؟ شاید در اسپانیا باشد یا در کوبا اما صدایش را میشنویم و میبینیم که سرها همه به طرف او کج شده:
For sale: baby shoes, never worn
«همینگوی» معتقد است که نویسنده هرچه را که درباره داستان میداند نباید توی داستان بیاورد. او باور دارد که داستان مثل کوه یخ میماند در اقیانوس که یک هشتمش بیشتر روی آب دیده نمیشود. بیشتر ماجرا در دلِ اقیانوس است و این خواننده است که باید تخیل کافی داشته باشد تا آنچه را که باید ببیند...
درباره داستان شش کلمهای «همینگوی» چه فکر میکنید آیا آن را داستان میدانید یا نه شاید فکر میکنید که این هم یکی دیگر از شلوغ بازیهای اوست؟
حالا برگردیم به داستانهای خودمان خیال نمیکنید خیلی از آنها «فلش فیکشن» هستند.
و یک سوال دیگر: «میکرو فیکشن» با «فلش فیکشن» میتواند فرقی داشته باشد یانه؟
فعلا شاگرد زرنگ ما «نسرین» است امیدوارم در شماره بعد بتوانیم درباره داستان او حرف بزنیم.
درباره داستانها
+ جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت20:48 منيرو روانیپور |

